السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

141

خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)

« حديث انا مدينة العلم : احمد در « الفضائل » گويد : حديث كرد ما را ابراهيم‌بن عبداللَّه از محمّدبن عبداللَّه رومى از شريك از سلمةبن‌كهيل از صنابحى از على كه گفت : رسول‌خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : « من شهر دانشم و على درِ آن است . » و در روايتى : « من خانه‌ى حكمتم و على درِ آن است . » و در روايتى : « من شهر فقه هستم و على درِ آن است پس هر كس دانش را خواهد ، بايد نزد آن دَر بيايد . » عبدالرزّاق آن را روايت كرده و افزوده است : هر كس حكمت‌ها را خواهد ، بايد نزد آن در بيايد . اگر گفته شود : حديث را ضعيف به شمار آورده‌اند ، پاسخ چنين است : دارقطنى گفته است : سويدبن غفلة از صنابحى آن را روايت كرده است و در اين‌جا سويدبن‌غفله را ذكر نكرده است و اگر گفته‌ى دارقطنى ثابت شود اين حديث مرسل مىشود و در باب احكام ، مُرسل حجّت است ، چه رسد به باب فضيلت‌ها ؟ اگر گفته شود در اين روايت‌ها گفت‌وگو و بحث است ، گوييم : ما به آن‌ها نمىپردازيم ، بلكه احتجاج مىكنيم به آن‌چه احمد آورده و آن روايت اوّل از على است . اگر نخستين روايت ثابت شد ، تمامى آن روايات ثابت خواهند شد ، چون روايت كردن معناى حديث در احكام شريعت ، جايز است و در اين‌جا سزاوارتر . اگر گفته شود : محمّدبن‌على رومى استادِ استاد احمدبن حنبل است كه ابن‌حبّان او را تضعيف كرده و گفته است : بر ضدّ ثقه‌ها حديثهايى مىآورد كه اثبات نشده است . گوييم : ابراهيم‌بن محمّد استادِ احمد از او روايت كرده و اگر ضعيف بود آن را بيان مىكرد و هم‌چنين احمد به او اسناد داده و او را ضعيف نشمرده در حالى كه عادت او جرح و تعديل است ، پس هنگامى كه به او اسناد مىدهد ، معلوم مىشود كه در روايت كردنش عادل است . » « 1 » هم‌چنين شايان ذكر است كه در فصل دوم كتابش كه درباره‌ى فضايل اميرالمؤمنين عليه السلام است ، گويد : « فضيلت‌هاى او مشهورتر از خورشيد و ماه است و افزون‌تر از ريگ‌ها و سنگريزه‌هاست و من از آن‌ها آن‌چه را كه ثابت و مشهور شده

--> ( 1 ) . تذكرة خواصّ الأمة / 47 - 48 .